اعلان جهت پروگرام ایرانیان در تور بین الملل(انترنت)
علی الاستحضار اینکه یوم شنبه دهم رمضان المبارک مورخه بیست و دویم سپتامبرفرنگی اجماعی خواهدبود تحت الاعنوان : ایرانیان در انترنت٬ در سانفرانسیسکو انیورسیته که در چند قسمت است:
ابتداً چندین نفر از ارباب بلاغ صحبت خواهند کرد از بابت امور وبلاغیه از جمله ٬ لوا خاتون کاتبه وبلاغ فخیمه بلوط٬ نازی بانو راقمه وبلاغ وزین از برکلی به لسان انگریزی٬ احسان الله خان شنزاری کاتب بلاغ شریفه شنا در شنزار و حاج مهران خان رویال راقم بلاغ ملوکانه اعلیحضرت والبت سایر بلاغرین و بلاغرات محترم
در مبحث دویم ٬آصف جاه جهانشاه خان اندرباب کشکول ایرانین دات کام فرمایشات خواهند فرمود و در مبحث سوم میرزا مهدی خان ژرف فرمایشات دارند درباره معارفت با دیوان بالاترین
همچنین مستر راس میرکریمی عضو محترم شورای عالیه بلدیه سانفرانسیسکو هم فرمایشات میفرمایند.
مدت پروگرام از دو ساعت و نیم مانده به ظهر است تا سه ساعت مانده به اذان مغرب
از کلیه اهالی و رعایای مملکت محروسه ایران که در این حوالی مسکنت دارند استرجاء میشود قدم رنجه کرده جهت تماشا تشریف بیاورند.
الاحقر: میرزا بایرام
تحت التحریر یکم: به جهت تداخل با ایام ماه مبارک پروگرام تیارت اصطریپ تیض!! و بلیی دانس !! این دوره نخواهدبود!
تحت التحریر ثانی: اذن دخول مجاناً بوده و لزوم به ابتیاع پته نمیباشد!
برگشتم٬ هر چقدر موقع رفتن ذوق و شوق داری هنگام برگشتن دمغ میشوی و گرفته . کسی را میشناسم که مدتها است ایران نرفته تنها به خاطر این که از از حس و حال وقت برگشتن متنفر است. چند روز قبل آمدن و چند روز بعد آن معمولا دوره بیحوصلگی است و دپ زدن و به آن اضافه کنید تغییر ساعت یا به قول فرنگی ها jet lag بودن! به تبع آن نوشته من هم تبدیل خواهد شد به روضه و آه و فغان. به خاطر همین و استفاده کمتر از آرایه ننه من غریبم *!! زیاد روده درازی نمیکنم. کمی که سرحال آمدم با یک برنامه جدید! برمیگردم.
این مدت زیاد در اینترنت نبودم به قول دوستی حیف بود دنیا و دوستی های واقعی را میگذاشتم و به دنیای مجازی ٬که همیشه هست ٬ می آمدم. بگذریم که چند نفر از همین دوستان مجازی را از نزدیک دیدم و لطف وصفا و مهربانیشان خیلی بیشتر از بعضی دوستان دنیای واقعی به دل می نشست. البته غیبتم دلایل دیگری مثل اینترنت ذغالی خوب و رفیق ناباب هم داشت!!
حالا از همه اینها هم بگذریم بعد اینهمه مدت تنبلی و تن آسایی ٬ برگشتن دوباره سرکار و زندگی خیلی سخت است. موقع آمدن فراموش کردم کمی سنجد! برای غلبه به این ایام بخرم . کسی مشابه ژنریک آنرا سراغ ندارد؟!!! به هرحال باید برگشت به زندگی معمولی٬ به قول کرمانی ها: باز همان خر سیاه و همان راه آسیاب!!
ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!
پی نوشت: کپی رایت " آرایه ننه من غریبم" متعلق به این سرکار خانم میباشد.
دویم- فکر نمیکنم هیچ جای دیگر دنیا آدم اینهمه مدهای جدید و مانکنهای مختلف در خیابان ببیند! کافیست به یکی از مراکز خرید معروف تهران بروید تا انواع جدید مدهای آرایشی و لباسی را به تن مانکنهای زنده ببینید . از رنگ مو و لباسهای خانمها که بگذریم همگی در آرایش سنگ تمام میگذارند یعنی بعد دولایه صافکاری و بتونه کاری و دولایه آستر و سه لایه رویه دست آخر آرایش را نقاشی میکنند. از گل پسرها که دیگر نپرس!!! با آن مدل مو آناناسی و میکروبی و سیخ سیخی و دماغهای عمل کرده بگیر تا لباسهای تنگ و چسبان و آن ابروهای کمانی که توسط فریبا جون و مینا جون و شراره جون برایشان تمیز و پاکسازی شده!! با آنکه حقیر سخت معتقد به این هستم که حق انتخاب لباس و ظاهر از ساده ترین و اولیه ترین اصول آزادی های فردی می باشد ولی خودمانیم اسم بروبکس خیابان کاسترو سانفرانسیسکو بد درفته!!! به گمانم اگر بیایند و اوضاع را در تهران ببینند از زور غصه وحسادت دق میکنند!!!!!
سیم- قبل از آمدن یک دوماهی به ضرب زور رژیم غذایی و رفتن به زورخانه موفق شدم کمی از وزن سنگینمان کم کنم. از وقتی که آمدم از آنجا که همه مادرهای ایرانی معتقدند که بچه شان سوتغذیه دارد و از لاغری ونحیفی در حال فوت است .خانم والده ما هم براساس این تفکرما را بست به غذاهای چرب و چیلی ما هم که مدتها غذا اینطوری ندیده بودیم دلی از عزا در آوردیم. به قول شیخ اجل:
من گرسنه در برابرم سفره نان/ همچون عزبا ن بر در حمام زنان!!!
حالا اگر خانه را هم در نظر نگیری مرد میخواهم که پیش چلوکباب و دیزی و کله پاچه پایش سست نشود و بتواند جلوی نفس اماره را بگیرد . یادم می افتد که بعداز برگشتن مثل موشهای هامستری که درچرخ فلک میدوند باید روی دستگاه بدوم پشتم میلرزد!
چهارم- کم تو ینگه دنیا آهنگ رپ و هیپ هاپ میشنیدیم اینجا هم دچارش شدیم. هر جا هم میرویم برای آنکه عزت سرمان بگذارند و به قول معروف حال بهمان بدهند آهنگ رپ ایرانی برایمان میگذارند . ما هم بناچار گوش میکنیم و تشکر میکنیم!اشعار آهنگها هم دست کمی از انواع مشابه خارجی ندارند! مثلا به این بیت ارزشمند توجه فرمایید:
دافهای ما رو دیدند / همشون قورخیدن!!
توضیح خدمت دوستانی که معانی اشعار جدید را نمیفهمند : داف*یا دافی =دختر خوشگل - قورخیدن(ریشه ترکی) = ترسیدن
ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!
* گفته میشود داف از زبان عبری آمده ولی ما یکبار از این استاد بزرگواراستفتاء کردیم و ایشان منکراین مورد شد یکی دیگر از دوستان هم فرمودند این واژه ساخته شده گروهی از اصناف و بازاریان هموطن است.