استاد شهرام شب پره معروف به سلطان پاپ ایران از اولین کسانی است که این سبک را در ایران رواج داد واز سال ۱۳۴۳در این رشته فعالیت میکند. بگذارید همین اول یک چیز را مشخص کنم ٬بنده بر عکس بسیاری از افراد منور الفکر یا به قول فرنگیها انتلکچوئل که عارشان میاید بگویند ما به شهرام شبپره گوش میکنیم( بگذریم که در خفا گوش هم میکنند) علنا میگویم که به تمام آهنگهای ایشان گوش میکنم و از ارادتمندان ایشان میباشم! همین که خواننده ای شش دهه از عمرش را صرف ساختن آهنگهای شاد و رقصی برای ملت ماتمزده و غمگینی مثل ملت ما کرده کار بزرگ و ارزشمندی است. در دوره زمانی که حتی پنج سال فرق سن باعث بوجود آمدن بحث اختلاف نسلها میشود ٬خیلی حرف است که با بیش از ۶۰سال برای تین ایجرها آهنگ بسازی و آنها با این آهنگها به اصطلاح حال کنند و برقصند( البته متاسفانه بنده تین ایجر نیستم ولی سعی میکنم دلم باشد!!) من آکثر آلبومهای ایشان را دارم و دوباری هم که موفق به زیارت معظم له شدم به نظرم انسان بامعرفت و لوطی مسلکی آمد. پس این تفسیر به معنی مسخره کردن نیست. فردا برایم ننویسید که چرا ایشان را مسخره کردید و لیاقت ندارید و این حرفها!
آهنگی که اینبار به تفسیر آن میپردازیم آهنگ medleyاز البوم آتش است . به خاطر اطلاعات وسیع کامپیوتری بنده ببخشید دانش گسترده رایانه ای من (اینطور فارسیتره!) نتوانستم آهنگ را در وبلاگ بگذارم ولی لینکش را اینجا میگذارم که روی شهرام شبپره کلیک کنید و آهنگ medley را از آلبوم fire انتخاب کنید. همانطور که از اسم این آهنگ پیداست این آهنگ مخلوط و میکس چند آهنگ قدیمی و مشهور تشکیل شده که هر قسمت آن به قول اهل موسیقی با یک مودولاسیون به قسمت بعدی متصل میشود این آهنگ به طور کلی فراز و نشیبهای رابطه یک عاشق بینوا با یک دلبر ستمکار را نشان میدهد و تلاشهای مذبوحانه این عاشق بیچاره برای از دست ندادن معشوق سست پیمان! به ترانه توجه کنید:
لب تو مزه قنده ٬بوسه هات مثل عسل حرف تو ترانه و گفتنیات مثل غزل چشم تو سیاهه مثل شب٬شب پر ستاره خم ابروی تورو قوس وقزح نداره نگو ازم خسته شدی سیر شدی عزیزم جونم سر راهته نگو به عشق کسی اسیر شدی دل عاشقم گرفتارته اگر ترکم کنی من میمیرم چه کتم اسیر عشقتم عزیزم خنده قشنگ تو به یک دنیا می ارزه وقتی اشکت میریزه تنم برات میلرزه قربون ناز و ادات قدو بالات برم من قربون عشوه اون راه رفتنات برم من نگو ازم ........................ اگر به ابیات اول نگاه کنیم متوجه استفاده زیاد از صنعت تشبیه میشویم لب قندو بوسه عسل وحرف مثل ترانه و.... اما علت اینهمه پاچه خواری چیست؟ با خواندن ابیات بعدی متوجه میشویم مانند همیشه معشوق بیوفا زیرسرش بلندشده و میگوید از تو سیرشدم ومیخواهم بروم و عاشق فلکزده با پاچه خواری وابراز ارادت میخواهد او را منصرف کند!! ایکه با نازچشات دلمو تو بردی٬ تومنوگولم زدی آرزوهاموبردی غمو به من سپردی٬ ایکه با بودن تو زندگیم چه خوب بود٬حیف تموم قصه هات برای من دروغ بود٬دروغ بود. نگو که از دوری تو میمیرم ٬گولم نزن دروغ نگو عزیزم٬من دیگه بچه نیستم٬عاشقو و خسته نیستم٬ دیگه نگو دوست دارم حنات پیشم بیرنگه٬همه عالم میدونن توبه گرگه مرگه٬توبه گرگه مرگه!! توبه گرگه مرگه!! با خواندن این ابیات متوجه میشویم که تلاش عاشق مذکور بیفایده و دلبر رفته! و عزو جز عاشق بدبخت بلند شده. راستی توجه کردید شهرام چقدر از صنعت تضمین و ضرب المثل در آهنگهایش استفاده میکند مثل حنات بی رنگه یا توبه گرگه مرگه!! عزیزم از عشق تو مستم٬آخه من دوستت دارم دل به تو بستم ٬عزیزم با من تو نکن قهر ٬من با خنده تو زنده هستم٬ عزیزم با من تو نکن قهر که من با خنده تو زنده هستم ٬عزیزم رحمی به دلم کن٬تو با من بمون و حل مشکلم کن٫ذره ذره توی جونم رخنه کرد هوای تو ٬دل با وفای من عمری نشست به پای تو ٬میمیرم برای خنده های تو٬هنوز هم بهار من نشسته تو چشای تو عزیزم با رقیب نشستی٬ تو نمک خوردی و نمکدون رو شکستی ! این قسمت آهنگ به صورت دوئت(دوصدایی) با شهره اجرا میشود در این قسمت شاعر یاد شده با منت کشی و جلب ترحم ٬(کار اشتباهیکه همه عشاق یار از کف داده انجام میدهند و کار را بدتر میکنند)سعی میکند یار را بازگرداند و توجه او را جلب کند. در بیت آخر بار دیگر از ضرب المثل نمک خوردن ونمکدان را شکستن استفاده شده !! یادته تو شهرمون چه روزگاری داشتیم؟ به جای غصه وغم نوای تاری داشتیم . یادته تابستونا کنار ساحل تو شمال٬من تو بزن و بکوب ببر و بیائی داشتیم ٬هرکی دلداری داری گلی بی گلدون نمیشه ٬هر گلی خاری داره خزون بی بارون نمیشه ٬واسه درمون این درد شکسته دل من به خدا قسم که هیجا مثل ایران نمیشه٬ لب من بسته پر درده تنم ٬از غم آتیش گرفته بدنم ٬اشکم از غصه مثل خون شده ٬وای که دلم شکسته ویرون شده ! این قسمت آهنگ با یک مدولاسیون زیبا شروع شده و تبدیل میشود به یک آهنگ تریوت (سه صدائی) با حضور اساتید عظام!! اندی وکوروس ٬ این قسمت نوستالژیک آهنگ است که عاشق فلکزده با یک فلاش بک ٬معشوقه ستمکار را به روزهای گذشته ببرد بلکه دل سنگ او را مهربان کند و یاد ایام خوش گذشته را زنده کند. صنایع ادبی زیادی در این قسمت وجود دارد ولی به علت کمبود وقت خودتان زحمت آنرا بکشید!!! تومثل یه میوه تازه رسیده ٬من درختی کهنه کنج کویرم ٬تویی آسمون پرنور و ستاره ٬من اسیر شب گرفتار زمینم٬تو که صدتایار داری هزارهزار سوار داری با من فقیر خسته دل بگو چیکار داری ٬ من که یارت نمیشم عاشق زارت نمیشم ٬منو از یادت ببر صید شیکارت نمیشم ٬ تو میخوای قلب منو به غصه زنجیر کنی ٬ توی زندون دلت زندونیتو پیر کنی٬دیگه سرخی حنات واسه من رنگ نداره٬ شیشه عمر دلم که ترسی از سنگ نداره ٬تو که صدتا یار داری هزارهزار سوار داری.................. در این قسمت عاشق فوق الذکر چون میبیند هیچکدام از روشهای گریه و زاری بالا فایده ندارد ٬ابتدا خود را خوار وخفیف کرده با یادآوری اختلاف سنی و اختلاف طبقاتی و مالی از دلبرش میخواهد دور او را خط بکشد و او را فراموش کند و دوباره استفاده از ضرب المثل سرخی حنا و شیشه عمر و غیره و از آنجا که از قدیم گفته اند زن و سایه مثل هم هستند اگر دنبالشان بروی از تو فرار میکنند و اگر از انها فرار کنی به سمت تو می ایند ٬خواهیم دید این تکنیک برائت موثر واقع میشود . ( راستش را بخواهید من مفهوم هزار هزار سوار را نفهمیدم ؟ شاید بابای دختره از امرا ی ارتش باشه و کلی سرباز داره!!!) ای قشنگ تر از پریا٬تنها تو کوچه نریا ٬بچه های محل دزدند ٬عشق منو میدزدند ٬عشق منو میدزدند٬ ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم ٬با لنگه ابروهات شرق شرق نزنی تو گوشم ٬ اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی ٬خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم٬ ای قشنگتر از پریا٬تنها تو کوچه نریا............. در اینجا در قسمت پایانی اهنگ به ترانه خاطره انگیز ای قشنگتر از پریا میرسیم که با یک شروع طوفانی وضربی که به طریقه شپولو شیپول اجرا شده ٬معمولا به هنگام رقص به اینجای آهنگ که میرسد حرکات دورانی و جنبش اسافل پایینی و قسمت قدامی به حداکثر میرسد!!! همانطور که حدس زده بودیم ترفند بی محلی موثر واقع شده و معشوقه فراری برمیگردد !اما عاشق بیچاره که طی این مدت دچار فشار عصبی زیادی بوده به سوظن شدید و پارانویید حاد دچار میشود! او دلبر فراری را در خانه محبوس کرده و اجازه بیرون آمدن تنهایی به او نمیدهد و کلیه اهل محل و همسایگان را دزدناموس فرض کرده و به آنها اتهام زیدخوری!! میزند .او دلبرش را مجبور به استفاده از حجاب برتر یعنی چادر مشکی کرده به طوریکه فقط چشم و ابرو معشوقش بیرون باشد و در اقدامات حادتر حتی او را از به پشت بام آمدن ودیدن آفتاب هم منع میکند (آخر عاقبت عاشقی زیاد اینطوری به جنون میرسه هاااا) و بدین ترتیب آهنگ بلند استاد شبپره به انتها رسیده و کلی مطالب آموزنده با شادی و رقص به ملت می آموزد !!!
ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!